توضیحات محصول

بهره‌وری

بهره‌وری معیاری برای ارزیابی عملکرد نظام‌ها و تعیین میزان موفقیت یا ناکامی در رسیدن به اهداف نظام با توجه به مصرف منابع است. اگرچه امروز مفهوم آن فراتر از یک معیار کمی مطرح شده است، اما از اهمیت اندازه‌گیری کمی بهره‌وری کاسته نشده و بعنوان مهم‌ترین شاخص در ارزیابی عملکرد، دارای کاربرد وسیعی است. بهره‌وری شاخصی است که با استفاده از آن می‌توان پیوند میان مهارت‌ها و انگیزه، منابع انسانی، تکنولوژی، مواد اولیه، سرمایه، مدیریت و شرایط محیطی را تحلیل و بررسی کرد.

افزایش بهره‌وری در سطح ملی موجب بالا رفتن سطح زندگی مردم، کاهش تورم و ایجاد توان رقابت ملی در بازارهای جهانی می‌شود. افزایش بهره‌وری ملی برآیند افزایش بهره‌وری در سازمان‌ها، موسسات و بنگاه‌های اقتصادی است و سطح آن را می‌توان به عنوان معیاری برای سنجش پیشرفت و توسعه یک کشور در مقایسه با سایر کشور‌ها در نظر گرفت.

در سطح سازمان‌ها و موسسات نیز بهره‌وری محور اصلی رقابت و میزان کیفیت ترکیب مناست عوامل تولید برای ایجاد ارزش بیشتر است. لذا اندازه‌گیری بهره‌وری از دو بعد می‌تواند مورد استفاده وافع شود. نخست نشان دادن روند تغییرات شاخص‌های بهره‌وری طی ادوار زمانی برای یک موسسه، که سازمان‌ها را برای تحلیل علل کاهش یا افزایش بهره‌وری در زمینه‌های اندازه‌گیری کمک می‌کند، و دوم مقایسه بهره‌وری بین سازمان‌ها و موسسات دیگر به منظور یافتن موقعیت نسبی است که می‌تواند برای برنامه‌ریزی‌های آینده در مورد محصول، فرآیند، بازار و غیر در محیط رقابتی ابزاری بسیار سودمند باشد.

براي ممکن ساختن مقايسه شاخص‌هاي بهره وري بين موسسات و در سطح بخشهاي مختلف اقتصادي، سازمان ملي بهره وري ايران اقدام به ارائه روشي براي اندازه‌گيري بهره وري واحدهاي صنعتي کرده است. در اين روش براي اندازه‌گيري بهره‌وري از 44 شاخص استفاده مي‌شود. اين شاخص‌ها در 11 طبقه تقسيم‌بندي مي‌شوند و هر طبقه عملكرد بنگاه را از ابعاد مختلف مورد سنجش قرار مي‌دهد.

محاسبه شاخص‌های بهره‌وری

براي محاسبه شاخص‌هاي بهره‌وري، اطلاع از مفاهيم ورودي‌ها و خروجي‌ها و به عبارت ساده تر صورت و مخرج نسبت‌هاي بهره‌وري، بسيار مهم و ضروري است. تعريف صحيح، علمي و استاندارد مفاهيم ورودي‌ها و خروجي‌ها باعث مي‌شود تا محاسبه شاخص‌ها از اعتبار علمي و هماهنگي لازم در بنگاه‌هاي اقتصادي مختلف و در بررسي‌هاي تطبيقي داخلي و خارجي برخوردار شوند. مهم‌ترين مفاهيم مطرح در محاسبه شاخص‌هاي بهره‌وري به شرح زير تعريف مي‌شود.

2-1- ارزش افزوده ( Added Value)

ارزش افزوده مهم‌ترين متغير اقتصادي است كه در محاسبه شاخص‌هاي بهره‌وري مورد استفاده قرار مي‌گيرد. براي محاسبه تعداد زيادي از شاخص‌هاي بهره‌وري از ارزش افزوده بنگاه اقتصادي در يك‌سال مالي به عنوان يكي از مهم‌ترين خروجي‌ها استفاده مي‌شود.

مجموع ارزش خالص توليد كالاها و خدمات در يك بنگاه اقتصادي در طول يك‌سال مالي را ارزش افزوده مي نامند. به عبارت ديگر مجموع ارزش‌هاي اضافي ايجاد شده در جريان توليد كالاها و خدمات در يك‌سال ارزش افزوده ناميده مي‌شود. پس ارزش افزوده به ميزان ثروت ايجاد شده از كوشش‌هاي جمعي آنهايي كه در بنگاه اقتصادي به‌كار اشتغال دارند (يعني كاركنان) و آنهايي كه سرمايه موسسه را فراهم آورده اند (يعني سهام داران) اطلاق مي‌شود.

ارزش افزوده كه ارزش توليد خالص موسسه مي باشد، مهمتر از ارزش ستانده كل است و تصوير گوياتري از عملكرد بنگاه صنعتي را در اختيار قرار مي دهد. از اين رو در محاسبه بهره‌وري بجاي عامل ارزش توليد معمولا از متغير ارزش افزوده استفاده مي‌شود. ارزش افزوده يك بنگاه اقتصادي را از دو روش زير مي توان محاسبه نمود :

الف ) ‌روش توليد

در اين روش ارزش افزوده از تفاضل مجموع مصارف واسطه بكار رفته در جريان توليد كالاها و خدمات از ارزش ستانده بنگاه اقتصادي در طول يك دوره مالي حاصل مي‌شود. به عبارت ديگر :

ارزش مصارف واسطه – ارزش ستانده = ارزش افزوده

ب) روش درآمد

در اين روش چون ارزش افزوده بين عوامل ايجاد كننده آن توزيع مي‌شود، لذا مي توان آن را از جمع اقلام زير نيز محاسبه كرد :

+ (هزينه مصرف سرمايه ثابت ) استهلاك + جبران خدمات كاركنان  = ارزش افزوده

(…+هزينه تسهيلات اعتباري+سود) مازاد عمليات +(سوبسيد – مالياتهاي غيرمستقيم)

اگر سيستم اطلاعاتي مورد استفاده در بنگاه اقتصادي جامع و دقيق باشد، بايستي نتيجه محاسبه ارزش افزوده در دو روش فوق يكسان باشد.

2-2- ارزش توليد (Production)

توليد عبارتست از مجموعه عملياتي كه در قالب آن داده ها به محصول  ( كالاها و خدمات) تبديل مي‌شود. ارزش مجموع محصولات ايجاد شده در طول يك دوره مالي در يك بنگاه اقتصادي را ارزش توليد مي نامند. اگر كل محصولات توليد شده در يك بنگاه اقتصادي در يك سال در طول همان سال به فروش برسد و تفاوت ارزش كالاهاي در دست ساخت اول و آخر دوره نيز برابر صفر باشد،‌ در آن صورت ارزش توليد برابر ارزش فروش خواهد بود.

2-3- ارزش ستانده(  Total Output )

ارزش ستانده يك واحد توليدي طي يك دوره معين برابر ارزش كليه كالاها و خدمات توليد شده آن واحد در همان دوره است. اغلب كالاهاي توليد شده در يك دوره مثلا يك ساله معمولا طي همان دوره به فروش مي‌رسد و بقيه به صورت نيمه‌ساخته يا ساخته شده در انبار نگهداري مي‌شود. دريافتي از محل فروش محصولات يك واحد توليدي ممكن است از ارزش توليدات آن واحد بيشتر يا كمتر باشد كه در هر صورت معمولا ارزش ستانده بيشتر از ارزش توليدات اصلي بنگاه اقتصادي است و از جمع جبري اقلام زير حاصل مي‌شود :

  • ارزش محصولات اصلي بنگاه اقتصادي كه بفروش رسيده است؛
  • ارزش آن بخش از محصولات بنگاه اقتصادي كه به عنوان جبران خدمات به كاركنان آن بنگاه اقتصادي به رايگان و يا به قيمتي كمتر از قيمت واحد فروش داده شده است؛
  • ارزش آن بخش از محصولات بنگاه اقتصادي كه به مصرف صاحب يا صاحبان بنگاه اقتصادي رسيده است؛
  • ارزش آن بخش از محصولات بنگاه كه بدون دريافت وجه يا به صورت پاياپاي به موسسات و بنگاه‌هاي ديگر داده شده است؛
  • تفاوت ارزش كالاهاي ساخته شده و در دست ساخت اول و آخر دوره (تغيير موجودي در انبار)؛
  • ارزش ساخت كالاهاي سرمايه‌اي و تعميرات ساختمان و ماشين آلات كه به حساب خود بنگاه توسط كاركنان انجام شده است؛
  • ارزش فروش محصولات فرعي و خدمات توليد شده توسط بنگاه اقتصادي (مانند توليد و فروش برق، آب و…)؛
  • تفاوت ارزش خريد و فروش كالاهايي كه در بنگاه اقتصادي تغيير شكل داده نشده اند.

همانطوركه ملاحظه مي‌شود شمول ارزش ستانده كل بسيار فراتر از ارزش توليدات اصلي واحد صنعتي است. ضمنا بايستي توجه شود كه در محاسبه ارزش ستانده بنگاه اقتصادي فقط محصولات نهايي ملاك محاسبه مي باشد و آن قسمت از كالاهاي توليد شده كه در توليدات ساير محصولات بنگاه به مصرف مي‌رسد، در محاسبه ارزش ستانده منظور نمي‌شود.

2-4- مصارف واسطه(  Intermediate Consumptions)

مجموع ارزش كالاهاي بي دوام و كم دوام و خدماتي كه در جريان توليد محصولات كارگاه مورد استفاده قرار مي گيرد، مصارف واسطه ناميده مي‌شود. منظور از كالاهاي بي دوام و كم دوام، كالاهايي هستند كه عمر مصرفي آنها كمتر از يك‌سال است. مواد اوليه مصرف شده، آب، برق، تلفن، انواع سوخت، اجاره ساختمان  و ماشين آلات، تعميرات جزئي ساختمان و ماشين آلات، لوازم التحرير مصرفي، مواد مصرف شدني مانند لوازم بسته‌بندي و شوينده ، از جمله اقلام مصارف واسطه محسوب مي شوند در حاليكه هزينه خريد ساختمان، ماشين آلات، ابزار و لوازم كار، مخازن، مبلمان، كامپيوتر، وسايل نقليه، جرثقيل و امثال آنها كه معمولا عمر مصرفي بيش از يك‌سال دارند و ارزش آنها در مقايسه با مصارف واسطه زياد است، كالاهاي سرمايه‌اي محسوب مي شوند و در اقلام مصارف واسطه منظور نمي شوند.

همچنين هزينه تعميرات اساسي كالاهاي سرمايه اي و نيز حقوق پرداختي به كاركنان، هزينه استهلاك، ماليات پرداختي و بالاخره هزينه‌هايي مانند كمك به مساجد، كميته امداد و . . . جزو مصارف واسطه منظور نمي‌شود.

2-5- هزينه نيروي كار(  Labor Cost)

هزينه نيروي كار يا دستمزد و حقوق پرداختي به كاركنان بنگاه اقتصادي كه به آن «جبران خدمات كاركنان» نيز گفته مي‌شود، شامل مجموع پرداختهاي نقدي و غير نقدي ناخالص بنگاه اقتصادي تحت عناوين حقوق، مزايا، پاداش، اضافه كار، حق مسكن ، حق اولاد، لباس، خواربار و امثال آن مي باشد كه به صورت مستمر و غيرمستمر در طول يك‌سال توسط كارفرما به كاركنان شاغل تمام وقت يا پاره وقت داده ميشود. سهم كارفرما از پرداختي به سازمان تامين اجتماعي و سازمان‌هاي بازنشستگي نيز در هزينه نيروي كار منظور مي‌شود. همچنين ارزش غذا و كالاهايي كه كارفرما به رايگان در اختيار كاركنان خود قرار مي دهد، به قيمت تمام شده محاسبه و به هزينه نيروي كار اضافه مي‌شود.

بايستي توجه شود كه ارزش لباس كار كاركنان جزء هزينه نيروي كار نيست و در مصارف واسطه بنگاه اقتصادي منظور مي‌شود.

2-6- تعداد كاركنان شاغل (Number Of  Employees)

كليه كاركنان شاغل در بنگاه اقتصادي اعم از رسمي و قراردادي، پيماني، ماهر و نيمه ماهر، تمام وقت و پاره وقت و نيز كاركنان فاميلي جزء كاركنان شاغل بنگاه اقتصادي محسوب مي شوند. براي محاسبه تعداد كاركنان از متوسط تعداد كاركنان در دوره (سال) استفاده مي‌شود. اگر بنگاه اقتصادي بجاي يك نوبت (شيفت) دو يا سه نوبت كار كند، حاصل‌ضرب تعداد شيفت در تعداد كاركنان در محاسبه منظور مي‌شود. مدير عامل و مشاورين و اعضاء هيئت‌مديره بنگاه اقتصادي كه در آنجا كار مي كنند و دريافتي مستقيم و غيرمستقيم دارند نيز جزء كاركنان بنگاه اقتصادي منظور مي شوند. بايستي توجه شود كليه كاركناني كه بصورت مستقيم و غيرمستقيم درجريان توليد بنگاه اقتصادي مشاركت دارند، به عنوان كاركنان شاغل منظور مي شوند ولي كاركنان نيمه وقت بايستي به معادل تمام وقت خود تبديل شوند.

2-7- ارزش كل داده ها Total Input ) )

مجموع ارزش هزينه‌هاي پرداختي بنگاه اقتصادي در طول يك سال مالي شامل هزينه‌هاي نيروي كار، هزينه‌هاي مصارف واسطه، پرداختي ماليات غير مستقيم (منهاي سوبسيدهاي دريافتي) و هزينه استهلاك و كارمزد پرداختي، به عنوان ارزش كل داده‌ها و يا كل هزينه‌هاي پرداختي بنگاه اقتصادي منظور مي‌شود.

2-8- سود عملياتي Operating Profit) )

سود عملياتي از مابه‌التفاوت ارزش ستانده كل و ارزش كل داده‌هاي بنگاه اقتصادي در طول يك‌سال مالي حاصل مي‌شود.

2-9- هزينه انرژي Energy Cost ) )

ارزش مصارف انرژي در طول يك‌سال مالي شامل مصارف بنزين، گازوئيل، نفت كوره، نفت سفيد، نفت سياه، گاز مايع، گاز طبيعي، برق و ساير انواع انرژي براي توليد،‌ سوخت و ايجاد گرما در بنگاه اقتصادي مي‌باشد.

 

2-10- دارائي‌هاي ثابت( Fixed Assets )

مجموع ارزش دارائي‌هاي ثابت مشهود بنگاه اقتصادي با عمر مفيد بيش از يك‌سال، شامل ساختمان، ماشين آلات، وسايل نقليه، وسايل كار، اثاثيه اداري، كامپيوتر و مانند آن مي باشد كه در پايان سال مالي به قيمت‌هاي روز محاسبه مي‌شود.

2-11- سرمايه عملياتي Operating Capital) )

مجموع ارزش دارائي‌هاي ثابت مشهود بجز زمين و ساختمان بنگاه اقتصادي به‌انضمام سرمايه‌هاي جاري، شامل وجوه نقد، حساب‌هاي دريافتي و ساير دارائي‌هائي كه قابليت تبديل به وجه نقد را در طول يك سال دارند، سرمايه عملياتي بنگاه اقتصادي را در پايان سال مالي تشكيل مي دهد.

2-12- استهلاك Depreciation) )

استهلاك يا مصرف سرمايه‌هاي ثابت شامل هزينه‌هايي است كه براي ساختمان‌ها، ماشين آلات، وسايل نقليه، مبلمان، كامپيوتر و ساير كالاهاي سرمايه‌اي و ملموس بنگاه اقتصادي صرف و در دفاتر حسابداري ثبت و منظور مي‌شود.

3-2- شاخص‌های مهم بهره‌وری

برای اندازه گیری بهره‌وری در واحدهای صنعتی، با انجام مطالعات تحقیقی لازم، از بین تعداد بسیار زیادی از شاخص‌های مرتبط با بهره‌وری در صنایع، 41 شاخص مهم در عملکرد اقتصادی و مالی واحد‌های صنعتی انتخاب شده است و مفاهیم این شاخص‌های و چگونگی اندازه‌گیری و تعبیر و تفسیر در همین فصل شرح داده شده است. شاخص‌های زیر برخی از مهم‌ترین این شاخص‌های هستند که توضیحات بیشتری در مورد آنها داده شده است.

الف) بهره‌وری کار

نیروی کار مهم‌ترین داده (ورودی) در تولید کالاها و خدمات محسوب می‌شود. بهره‌وری کار از تقسیم ارزش افزوده بر متوسط تعداد شاغلین یا نفر ساعا کار یک کارگاه در طول یک دوره مالی حاصل می‌شود. این شاخص نشان می‌دهد که بطور متوسط هر نف نیروی انسانی شاغل چه میزان ارزش افزوده ایجاد کرده است.

به علت سادگی محاسبه و ارتباط زیاد بهره‌وری نیروی کار با بهره‌وری کل، بهره‌وری نیروی کار متداول‌ترین ابزار اندازه‌گیری بهره‌وری است و در بسیاری از مطالعات مربوط به بهره‌وری، «بهره‌وری نیروی کار» را به عنوان «بهره‌وری» بکار می‌برند.

البته در استفاده از بهره‌وری کار با عنوان شاخص عمل‌کرد بهره‌وری، بایستی در تفسیر سطح بهره‌وری یا تغییرات آن با احتیاط عمل کرد. در برخی از مواد ممکن است افزایش بهره‌وری نیروی کار، بجای نشان دادن بهره‌وری واقعی نیروی کار،  نشان‌دهنده تفاوت در عوامل دیگر مانند جایگزینی سرمایه (تجهیزات و ماشین‌آلات) به جای نیروی کار، و یا بازگشت به مقیاس[1] تغییر تکنولوژی باشد.

ب) بهره‌وری سرمایه

بهره وری سرمایه از تقسیم ارزش افزوده ایجاد شده در یک واحد صنعتی در طول یک سال مالی، بر مجموع ارزش دارائی‌های ثابت در آن سال حاصل می‌شود. با وجود مشکلات موجود برای شناسایی دارائی‌های ثابت و ارزشیابی آنها به قیمت‌های روز، محاسبه این شاخص اهمیت زیادی دارد. نتیجه محاسبه این شاخص نشان می‌دهد که در ازای هر واحد سرمایه ثابت، کارگاه چه میزان ارزش افزوده ایجاد نموده است.

ج) بهره‌وری مواد اولیه

بهره‌وری مواد اولیه از تقسیم ارزش افزوده ایجاد شده در یک واحد صنعتی در طول یک سال مالی بر مجموع ارزش مواد اولیه مصرف شده در جریان تولید کالاها و خدمات آن واحد صنعتی در آن سال حاصل می‌شود. این شاخص نشان می‌دهد که در برابر هر واحد (ريال) مواد اولیه مصرف شده در کارگاه صنعتی چه میزان (ريال) ارزش افزوده حاصل شده است.

د) بهره‌وری انرژی

بهره‌وری انرژی از تقسیم ارزش افزوده یک کارگاه صنعتی بر ارزش انرژی مصرف شده برای تولید کالاها و خدمات آن کارگاه صنعتی در طول یک‌سال مشخص حاصل می‌شود. اقلام انرژی مصرفی شامل برق، گاز مایع، گاز طبیعی، گازوئیل، نفت سفید، نفت سیاه، زغال سنگ، هیزم و چوب می باشد. این شاخص نشان می دهد که در ازای هر واحد انرژی مصرف شده چه میزان ارزش افزوده حاصل شده است.

[1] Economy of Scale

3-3- مدیریت بهره وری

اهمیت حیاتی بهره وری در پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از قرن ها پیش شناخته شده ولی فقط در سال های اخیر است که تلاش های هدفدار و برنامه ریزی شده برای افزایش سیستماتیک بهره وری از طریق مدیریت بهره وری شروع شده است.

مدیریت بهره وری یک فرآیند مستمر و مداوم است که در 4  مرحله یا فاز انجام می شود و کلیه مدیرانی که علاقه‌مند به افزایش بهره وری واحد خود هستند از این روش در مدیریت واحد صنعتی خود استفاده می کنند.

مرحله اول: مرحله اندازه گیری بهره وری

اندازه گیری بهره وری به معنی اندازه گیری سطح و روند و نرخ رشد بهره وری است. محاسبه شاخص های بهره وری در سطح موسسات می تواند با استفاده از اطلاعات بدست آمده بیشتر و بهتر، میزان نیاز به کمک های مالی، آموزش مدیریت، آموزش کارکنان ، افزایش فعالیت های بازاریابی با خط مشی های لازم دیگر را مشخص می کند. اطلاعات بهتر به پیش بینی های بهتر می انجامد و این خود باعث اتخاذ خط مشی های موثر تر می باشد.

 مرحله دوم: 

در این مرحله با تحلیل سطح، روند و نرخ رشد بهره وری در واحد صنعتی ، مقایسه آن با خود واحد در زمان های مختلف و واحد های دیگر و تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصله، نقاط قوت و ضعف و فرصت های بهبود در واحد های صنعتی مشخص و روشن می شود.بررسی ها و تجربیات گذشته نشان دهنده نیاز مبرم به مقایسه هر واحد با وضعیت قبلی خود و با واحد های دیگر می باشد.این مقایسه یکی از مفیدترین و عملی ترین ابزار تحلیل در هدایت موسسه در جهت اقدامات موثر برای بهبود بهره وری است. مقایسه بین موسسات باعث در اختیار قرار گرفتن حوزه و پوشش وسیع تری از اطلاعات ، دقت اطمینان، مطابقت و مقایسه بهتر ورودی ها و خروجی های مختلف می شود و فرصت مناسبتری برای تحلیل عوامل موثر در متغیرها برای تصمیم گیران فراهم می کند.

مرحله سوم: مرحله برنامه ریزی بهره وری

در این مرحله با اطلاع از نقاط ضعف و قوت و فرصت های بهبود در مرحله قبلی، اهداف و استانداردهای لازم در هر زمینه تعیین و برای بهبود و افزایش بهره وری در موسسه از طریق تحلیل گزینه ها و راه حل های مختلف برنامه ریزی می شود.

مرحله چهارم: مرحله بهبود بهره وری

در این مرحله اهداف و برنامه های تعریف شده به مورد اجرا گذاشته می شود تا نتایج لازم بدست آید.

با انجام این 4 مرحله و استفاده از بازخور های بدست امده مجددا وضعیت بهره وری اندازه گیری و سیکل فوق به صورت مستمر تکرار می شود.

کلید بهبود بهره وری در اندازه گیری، تحلیل بهره وری و آگاهی از نیاز به اقدامات اصلاحی مشخص نهفته است. تحلیل بهره وری را می توان بعنوان بخش مهمی از ارزیابی عملکرد و تشخیص مسائل و مشکلات یک موسسه بحساب آورد. در دراز مدت بایستی افزایش بهره وری را بعنوان یک پدیده لازم برای حصول اطمینان از تداوم موجودیت یک سازمان محسوب نمود. سازمان ها و شرکت های صنعتی که قصد باقی ماندن در بازار و موفقیت در رقابت را دارند بایستی مرتبا در افزایش بهره وری خود بکوشند. سود به تنهایی برای رقابت و باقی ماندن در بازار کافی نیست. معمولا شرکت هایی که بهره وری بیشتری دارند، می توانند محصولات خود را با قیمت کمتری به فروش برسانند، مزد و حقوق بیشتری بدهند و ماشین آلات و تجهیزات بهتری خریداری کنند.بنابراین بهره وری بیشتر پایه، مبنا و لازمه رقابت است.

متاسفانه در بسیاری از سازمان ها مدیران و کارشناسان از مفاهیم بهره وری و مفید بودن این ابزار مدیریتی و تکنیک های اندازه گیری بهره وری آگاهی و درک کافی ندارند و از آن به حد کافی استفاده نمی کنند. در بسیاری از موارد تولید با بهره وری اشتباه می شود. ارقام بزرگ ناشی از تورم ، بجای رشد تولید بحساب می آید. بسیاری از اقدامات تبلیغاتی، بهره وری نامیده می شود. روند تغییرات بهره وری پیگیری و تحلیل نمی شودو هیچ اقدامی برای مقایسه آن با موسسات دیگر به عمل نمی آید. بیشتر اطلاعات و داده هایی که توسط شرکت ها ایجاد می شود، برای مقاصد حسابداری مالی یا مالیاتی می باشد و به صورت موثر بعنوان یک سیستم اطلاعات مدیریتی در نیامده‌اند.

مهم ترین راههای افزایش بهره وری، نوآوری در روشهای مدیریت نیروی انسانی، سازماندهی نیروی کار و مدیریت تکنولوژی می باشد.کارکنان یک سازمان باید روش های جدید کار و مهارت های تازه را بیاموزند و قابلیت انعطاف لازم را داشته باشند.اجرای بهترین روشهای مدیریت و بهره وری به معنای ایجاد تغییر و پخش اطلاعات مربوط به تغییرات در تمام سازمان می باشد.داشتن یک سیستم مناسب و پیشرفته اطلاعات که وسیله خوبی برای پیشرفت، کسب بازخور، تعیین اهداف کمی و ارزیابی عملکرد می باشد، یکی دیگر از ابزارهای بهبود بهره وری است که به کمک اندازه گیری بهره وری حاصل می شود. براساس این اطلاعات می توان اهداف و استاندارد های مناسبی برای شاخص های بهره وری تعیین نمود. اطلاعات بهره وری باید بر مبنای مقایسات زمانی مورد استفاده قرار گیرد. پس از تعیین استاندارد ها، باید سطح عملکرد را از طریق اندازه گیری، ارزیابی، تنظیم گزارش های لازم و اقدامات اصلاحی حفظ کرده و ارتقا بخشید.

بهبود بهره وری از طریق کارگروهی و همکاری نزدیک بین مدیران و کارکنان ایجاد می شود.بنابراین باید کلیه موانع موجود در این زمینه را رفع و فضای لازم را برای کارهای گروهی و تیمی ایجاد نمود. کارهای گروهی نه تنها در افزایش بهره وری بلکه در بهبود ارتباطات سازمانی نیز بسیار موثر است.مدیر باید محیطی ایجاد کند که در آن کارکنان با روحیه بهتری کارکنند و از طریق آموزش و افزایش معلومات و مهارت های شغلی برای پشتیبانی از فعالیت های بهبود بهره وری بسیار مهم است. برای بالا بردن آگاهی کارکنان در زمینه بهره وری و کیفیت آموزش آنان بسیار لازم و اساسی است.

مشخصات ساختاری طرح
تاریخ آخرین بروز آوری: 1393

تعداد صفحات: 159 صفحه

نوع فایل: ورد 2007، فایل اکسل و پی‌دی‌اف

دانلود 50 صفحه اول گزارش (PDF)

سرفصل‌های گزارش
مقدمه      7

فصل اول: آشنایی با صنعت مبلمان چوبی تبریز. 8

1-1-  تاريخچه‌ي كلي صنف مبلمان در تبريز، روند بازار محصولات… 9

1-2- تحلیل نقاط ضعف، قوت، فرصت و تهديدهاي محصول صنعت در سطح بین‌الملل.. 9

1-3- فرصت‌های پیش روی صنعت در سطح بین‌المللی.. 10

1-4- تهدید‌های پیش روی صنعت در سطح بین‌المللی.. 10

1.5.وضعيت دسترسي به مواد اوليه. 11

1-6- وضعيت دست‌رسي به نيروي انساني متخصص و ماهر. 12

1-7- وضعيتِ تكنولوژي و دسترسي به اطلاعاتِ فني.. 12

1-8- وضعيت زيرساختار و ارتباطات… 13

1-9-شناسایی ساير ذينفعان صنعت… 14

1-10-  موقعيت صنعت‌ي مبلمان تبريز در بازارِ داخلي و خارجي.. 15

1-11- محصولات تولید در صنعت… 18

1-12- شناسايي نقاط تحول و عطف در صنعت… 19

1-13- تعيين  جایگاه محصول.. 19

1-14- شبکه فعالان اصلی و فرعی صنعت… 20

1-15- تشكل‌ها و نهادهاي خصوصي مرتبط با صنعت… 21

1-16- مطالعه و تحلیل کسب و کار در سطح صنعت… 21

1-16-1- محصول جانشين و تعيين تاثير آن بر روي محصول اصلي صنعت… 22

1-16-2- تأثير تامين كنندگان اصلي در كسب و كار صنعت… 22

1-16-3- تاثير فروشندگان محصول در كسب و كار صنعت… 22

1-16-4- مطالعه و برآورد كمي و كيفي نقش دولت در كسب و كار صنعت… 22

1-16-5- موانع ورود و خروج به كسب‌و‌كار صنعت و تاثيرآن بر كسب‌و‌كار صنعت… 23

1-17- وضعيت زنجيره‌ي ارزش درون صنعت، 23

1-17-1- تحليل زنجيره‌ي ارزش…. 23

1-17-2- تعيين مشخصه‌ی تامين، توليد، بازار و نيروي انساني مستخرج از تحليل زنجيره ارزش (لوزی پورتر) 25

1-18- آناليز بازار فروش…. 25

1-19- كيفيت محصول.. 26

1-20- تجهيزات مورد استفاده 27

1-21- تحليل وضعيت مالي.. 27

1-22- موقعيت استراتژيك…. 28

1-23- نقشه فعلی صنعت… 32

1-24- چشم‌انداز 33

فصل دوم: مفاهیم مورد استفاده در اندازه‌گیری بهره‌وری.. 34

2-1- ارزش افزوده ( Added Value) 35

2-2- ارزش توليد Production)) 36

2-3- ارزش ستانده(  Total Output ) 36

2-4- مصارف واسطه(  Intermediate Consumptions) 37

2-5- هزينه نيروي كار(  Labor Cost) 37

2-6- تعداد كاركنان شاغل (Number Of  Employees) 37

2-7- ارزش كل داده ها Total Input ) ) 38

2-8- سود عملياتي Operating Profit) ) 38

2-9- هزينه انرژي Energy Cost ) ) 38

2-10- دارائي‌هاي ثابت( Fixed Assets ) 38

2-11- سرمايه عملياتي Operating Capital) ) 38

2-12- استهلاك Depreciation) ) 39

فصل سوم: آشنایی با بهره‌وری و شاخص‌های آن.. 40

3-1- مفهوم بهره‌وری.. 41

3-2- شاخص‌های مهم بهره‌وری.. 41

3-3- مدیریت بهره وری.. 43

3-4- طبقه‌بندي شاخص‌هاي بهره‌وري.. 45

3-4-1- رقابت‌پذيري هزينه نيروي كار (Labor Competitiveness) 45

2-4-2- بهره وری نیروی کار(Labor productivity) 46

3-4-3- بهره وری سرمایه. 48

3-4-4- کارائی فرآیند (process efficiency) 49

3-4-5- بهره وری مواد اولیه (material productivity) 50

3-4-6- سودآوري و نرخ برگشت سرمايه(Business Returns and  Profitability) 50

3-4-7- نسبت‌های مالی (Financial Ratios) 52

3-4-8- اجزای ورودی کل یا ارزش کل داده‌ها (Components of Total Input) 53

3-4-9- اجزا ارزش افزوده 54

3-4-10- اجزا هزینه کل تولید(components of total manufacturing costs) 55

فصل چهارم: جمع آوری داد‌ها و اطلاعات… 58

4-1- نکات مهم در جمع‌آوری اطلاعات… 59

4-2- محاسبه ارزش افزوده در صنعت… 60

4-2-1- مبلمان استیل یا کلاسیک…. 60

4-2-2- مبلمان راحتی.. 65

4-3- هزینه نیروی کار در صنعت… 70

4-3-1- هزینه نیروی کار در صنعت در تولید مبل استیل.. 71

4-3-2- هزینه نیروی کار در صنعت در تولید مبل راحتی.. 73

4-4- متوسط تعداد کارکنان در صنعت… 76

4-5- ارزش ستانده در صنعت… 77

4-6- مصارف واسطه صنعت… 79

4-7- ارزش کل داده‌ها در صنعت… 82

4-8- تعداد ساعات آموزش در صنعت… 84

4-9- دارائی های ثابت صنعت… 85

4-10- سرمایه عملیاتی صنعت (آخر سال مالی) 87

4-11- ارزش فروش خالص…. 88

4-12- مجموع دارائی‌ها صنعت… 90

4-13- مواد مصرف شده در صنعت… 92

4-14- سود عملیاتی صنعت… 94

4-15- هزینه کل تولید صنعت… 95

4-16- دارائی‌های جاری صنعت… 97

4-17- بدهی های جاری صنعت… 98

4-18- بدهی ‌های غیر جاری صنعت… 99

4-19- ذخیره استهلاکات صنعت… 100

4-20- موجودی کالا در صنعت… 102

4-21- مجموع بدهی‌ها در صنعت… 104

4-22- موجودی انبار در صنعت… 104

4-23- استهلاک 106

4-24- هزینه انرژی صنعت… 107

4-25- هزینه تعمیرات و نگهداری در طول سال مالی.. 109

4-26- هزینه‌های سربار تولید. 110

فصل پنجم: محاسبه شاخص‌های بهره‌وری.. 112

5-1- چگونگی محاسبه شاخص‌های بهره‌وری به قیمت‌های ثابت… 113

5-2- متغیرهای اصلی برای محاسبه شاخص‌های بهره‌وری.. 115

5-3- محاسبه شاخص‌های بهره‌وری.. 117

5-3-1- رقابت‌پذیری هزینه‌نیروی کار 117

5-3-2- بهره وری نیروی کار(Labor productivity) 121

5-3-3- بهره وری سرمایه. 124

5-3-4- کارائی فرآیند (process efficiency) 130

5-3-5- بهره وری مواد اولیه (material productivity) 131

5-3-6- سودآوري و نرخ برگشت سرمايه(Business Returns and  Profitability) 132

5-3-7- نسبت‌های مالی (Financial Ratios) 138

5-3-8- اجزای ورودی کل یا ارزش کل داده‌ها (Components of Total Input) 143

5-3-9- اجزا ارزش افزوده 147

5-3-10-  اجزا هزینه کل تولید(components of total manufacturing costs) 152

5-3-11- شاخص ارزش افزوده به ارزش کل داده ها(added value to total input ratio) 155

فصل ششم: نتیجه‌گیری و ارائه پیشنهادات… 156

6-1- محاسبه بهره‌وری کل در صنعت… 157

6-2- تحلیل شاخص رقابت پذیری نیروی کار 158

پیوست        159

بهره وری

اضافه‌کردن به سبدخرید
اضافه‌کردن به سبدخرید
0/5 (0 Reviews)

دیدگاه‌ها

    شما باید برای گذاشتن بازبینی وارد شوید

    نظری بدهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *